مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

146

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ثمّ قال : أيّها الحجر أسألك بالّذي جعل فيك مواثيق العباد والشّهادة لمن وافاك واستلمك ، لما أخبرت لمن الوصيّة والإمامة بعد الحسين بن عليّ عليه السلام ؟ قال : فتزعزع الحجر حتّى كاد أن يزول ثمّ أنطقه اللَّه جلّ وعزّ فقال : يا محمّد سلّم الإمامة لعليّ بن الحسين . فقال عليّ عليه السلام : اللَّهمّ اسمح واغفر . فرجع محمّد بن عليّ عليه السلام عن منازعته وسلّم إليه واستغفر . « 1 » المسعودي ، إثبات الوصيّة ، / 172 - 173

--> ( 1 ) - در آن وقت بود كه عموى زين العابدين كه محمد بن حنفيه ( پسر أمير المؤمنين عليه السلام ) باشد ، دربارهء امر امامت با آن حضرت به نزاع پرداخت وادعا كرد كه امر امامت بعد از برادرش امام حسين عليه السلام براي أو خواهد بود . به چند آية از قرآن وآيهء ( أولو الأرحام ) با علي بن الحسين عليهما السلام مناظره كرد وگفت : « آيهء سابق‌الذكر بعد از امام حسين عليه السلام براي من وفرزندانم نازل شده » « فلم يثنه ذلك عن منزلته » . امام زين‌العابدين عليه السلام به محمد بن حنفيه فرمود : « براي محاكمه نزد حجر الأسود ( سنگ سياهى كه در كعبه است ) مىرويم . » عرض كرد : « چگونه مرا براي محاكمه نزد سنگى مىبرى كه نه مىشنود ، نه جواب مىگويد وچگونه مىشود كه آن مكان از مردم خالى وخلوت گردد ؟ » آن حضرت فرمود : « خدا آن را دربارهء حكومت در بين ما آگاه وناطق خواهد كرد . » محمد بن حنفيه با تعجب با حضرت زين العابدين عليه السلام حركت كرد تا نزد حجر الأسود آمدند . علي بن الحسين فرمود : « اى عمو ! تو با حجر الأسود تكلم كن . » محمد بن حنفيه مقابل حجر الأسود آمد وبا آن سنگ تكلم كرد ، ولى آن سنگ از صحبت كردن با أو خوددارى كرد وجوابي به أو نداد . آن‌گاه علي بن الحسين عليهما السلام جلو رفت ، دست پاكيزه ومبارك خود را بر حجر الأسود نهاد وگفت : « بار خدايا ! من تورا به حق اسم تو كه در سرادق بزرگ نوشته شده ، قسم مىدهم كه اين سنگ را گويا نمايى . » وآن‌چه كه مىخواست دعا كرد ، بعد از آن فرمود : « اى سنگ ! تورا قسم مىدهم به حق آن خدايى كه عهد وپيمان بندگان را - وگواهى نمودن براي كسى كه تورا قصد نمايد ومطيع تو گردد - در تو قرار داد ، تو شهادت بده كه بعد از امام حسين عليه السلام امر وصيت وامامت براي كه خواهد بود ؟ » امام صادق عليه السلام فرمود : « حجر الأسود طورى جنبش كرد كه نزديك بود ( از جاى خود ) كنده شود ، آن‌گاه خدا آن سنگ را به سخن درآورد تا گفت : اى محمد بن حنفيه ! مقام امامت را به علىبن الحسين عليهما السلام تسليم كن ! »